اعتراف‌های من

دغدغه‌های شخصی حسن میثمی

اعتراف‌های من

دغدغه‌های شخصی حسن میثمی

اعتراف‌های من

اول قرار بود هر روز اعتراف کنم. اما انگار اعتراف کردن هم توفیق می‌خواهد که اصلا در بساط ما یافت می‌نشود. برای همین گاه‌گداری این‌جا حرف می‌زنم.

آخرین نظرات

آخرین مطالب

۱۲۲ مطلب با موضوع «روز خوب خدا» ثبت شده است

بسم الله

خوشحال باشیم. خیلی خوشحال باشیم. حتا مجازیم برای نشان دادن خوشحالی‌مان آهنگ‌های آن‌چنانی گوش دهیم و می‌گساری کنیم.

خوشحال باشیم و بشکن بزنیم از این پیروزی که کسب کرده‌ایم. از این که تا حداقل چند سال پیش، اگر به «امام خمینی»مان می گفتند آقای خمینی، قرمز می‌شدیم و رگ غیرت‌مان ورم می‌کرد. اما حالا اسطوره(!) موسیقی مملکت به همه مملکت ما می‌گوید «آقای خمینی». عیبی ندارد که. نباید مقدس جلوه دهیم این مرد را. آقا هم خوب است. اصلا حتا می توانست برای نشان دادن بی‌طرفی‌اش آقایش را هم نگوید. بگوید خمینی. بالاخره روشن می‌شود فکرمان!

خوشحال باشیم و حتا برقصیم. چرا که تازه به دوران رسیده‌ای مانند «نیک آهنگ کوثر» که از دار دنیا فقط «کشیدن» را بلد است، کلی پز می داد که کاریکاتور روحانی نمی‌کشد. اما حالا چند روز پیش یک کاریکاتوری هم از حضرت روح الله کشیده است. عیبی ندارد که. کار هنری که این کوته نگری‌ها را بر نمی‌تابد. پرچمت بالاست بچه بسیجی!

خوشحال باشیم و سرمان را بالا بگیریم جلوی شهدا. چرا که همان تازه به دوران رسیده بی همه چیز، به خودش جرئت می دهد امام 80 میلیون آدم را، «دیکتاتور دگم مذهبی» خطاب کند. سخت نگیرید! بالاخره باید نظرات متفاوت را پذیرفت. آزادی بیان است. بگذارید بگوید.

همه آن‌هایی که ادعای پیروی از خط امام را دارند و این روزها داد آزادی‌خواهی و جمهوری اسلامی طلبی‌شان کل دنیا را پر کرده است، سرشان را بگیرند بالاتر. این‌ها همان نتیجه دلسوزی‌تان برای نظام است. سرتان را بگیرید بالاتر و نتیجه آن‌چه کاشته‌اید را بردارید. بردارید دیگر؛ اگر وجود دارید!

اعتراف امروز: تا حالا این‌قدر عصبی نشده بودم. به آرمند گفتم که والله اگر این مرد را جلوی چشمانم می‌دیدم، کاری با او می‌کردم که نیک‌آهنگی از او بلند شود.

۲۷ نظر ۰۲ خرداد ۸۹ ، ۲۲:۲۰
حسن میثمی

بسم الله

یکی بود، یکی نبود. غیر از خدای مهربون، هیچکس نبود. یه پسره بود، یه سایت داشت. سایتشو یک کم دوست می داشت. نشونه سایتش هم این بود که وقتی آدرسشو می زد، اون بالا تو تایتل می نوشت:

وبلاگ نیوز | نخستین پایگاه خبری تخصصی وبلاگستان فارسی

حالا گفتند که از پنج شنبه شب چند روزی به جای این عنوان، سایتت مزین شود به عبارت L1-8 . بلکم آدم شدی. ما هم چشمی گفتیم و رد شدیم. می گویند بعدا شاید درست شد. شاید البته! باید یحتمل برویم تعهدنامه پر کنیم که محتوای غیر مجرمانه خُرد ملت ندهیم زین پس. خیالی نیست.

اعتراف امروز: بالاخره کار است دیگر...می گویند چوب فیلترینگ گله؛ هر کی نخوره چییی؟

*نکته: وبلاگ نیوز را لینک نکردم که همینجا هم فیلتر نشود. بر اساس قانون لینک به سایت فیلتر شده خیلی جرمی است سنگین چه بسا!

پس‌نوشت ساعت 9:02 دقیقه: خدا را شکر با پیگیری برخی از رفقا فعلا رفع فیلتر شدیم. تا برویم پیگیری کنیم و ببینیم مشکل کجاست.

پس نوشت ساعت 28 دقیقه بامداد روز شنبه: خدا را شکر مجددا با پیگیری برخی از رفقا فیلتر شدیم! دستشان درد نکند.

پس نوشت ساعت 15:24 دقیقه شنبه یک خرداد: بالاخره یکی جوابمان را داد. دلیل فیلتر شدنمان یک خبر از آقای موسوی بوده است. البته بهتر بگویم یک خبر در نقد آقای موسوی! رفقا می خواستند فقط همان خبر را فیلتر کنند، زدند کل سایت را فیلتر کردند!! (دلیل از این مسخره تر هم داریم؟!) قول دادند که تا آخر امروز رفع می شود فیلتر. تا ببینیم چه شود!

پس نوشت ساعت 11:08 دقیقه یکشنبه 2 خرداد: رفع شد بالاخره! تا ببینیم چه شود!

==========

دوستانی که درباره این موضوع نوشته اند:

- ــــمریمــــ نوشت
-هفتان
- کاتب باشی
- پی نوشت
- میوه ممنوعه
- هابیل
- انجمن وبلاگ نویسان تبیان
- سایت پارسینه
- سایت طلبه بلاگ
- سایت ارم نیوز
- سایت حاما نیوز

۱۸ نظر ۳۱ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۲:۳۸
حسن میثمی

بسم الله

صندلی‌ش را که جلوی آقای دکتر تنظیم کرد و نشست، دکتر روان‌پزشک با روی باز ازش پرسید: خوب! حالت چطور است؟

چشم‌هایش را انداخت پایین، تمام بغض‌هایش را قورت داد و با یک لبخند رو به دکتر گفت: خوبم! خیلی خوب

هنوز جمله‌اش کامل نشده بود که دکتر نسخه‌اش را داشت می‌نوشت. همان قرص‌های همیشگی.

===

اعتراف امروز: D:

۱۴ نظر ۲۰ ارديبهشت ۸۹ ، ۱۰:۲۲
حسن میثمی
بسم الله
بالاخره مگر ما دل نداریم؟ قلوه نداریم؟ جغول بغول نداریم؟
داریم!
پس عکس مادر ِ بچه هایمان را هم می گذاریم روی وبلاگمان تا چشم همه عذب اوقلی ها دربیاید.

من در کنار مادر ِ بچه ها

فقط یک کم اگر غول است ببخشید. از نژاد دایناسورهاست.
اعتراف امروز: والا می گویند خدا گفته که من انسان ها را جفت جفت آفریدم. این جفت ما لطفا در اسرع وقت خودش را معرفی کند ببینیم چه شکلی است!
*نکته: عکس مربوط به نمایشگاه رسانه های دیجیتال سال 87 است.
۲۷ نظر ۲۴ فروردين ۸۹ ، ۱۰:۲۷
حسن میثمی

بسم الله

From: Tehran

To: Zahedan

Departure: 11 Mar 2010 ; 11 am

خلاصه اگر برنگشتیم حلالمان کنید :دی

اعتراف امروز: شاید برایتان سوغاتی هم آوردم حتا!

۴ نظر ۲۰ اسفند ۸۸ ، ۰۷:۲۱
حسن میثمی

بسم الله

خبر بازداشت "حمید معصومی نژاد" که منتشر شد، طبق عادت همیشگی گشت و گذار در وبلاگ ها را شروع کردم. برایم جالب بود که ببینم وبلاگنویسان «ایرانی» در قبال بازداشت یک «ایرانی» (فارغ از شغل و حرفه اش) چه موضع هایی می گیرند.

بالاترین و سایت های مشابه که روندی تکراری داشتند. لینک های مثلا ارائه شده توسط کاربران به صورت نجومی مثبت می خوردند و کلی هم آه و ناله و تاسف در کامنت ها که چرا آبرویمان رفت؟ خاک بر سرمان که سلاح قاچاق می کردیم. وای! انتظاری از آن ها نداشتم.

اما خواندن مواضع برخی از وبلاگ های روشنفکر برایم واقعا زجرآور بود. واقعا دوست داشتم به برخی از وبلاگ نویسانی همچون این آقا بگویم شرفت به چند؟ خریدارم!

همان هایی که هر روز خبر بازداشت شدن چند نفر را ثانیه به ثانیه هزاران بار Reshare می کنند، حالا برایشان "حمید معصومی نژاد" شده است مجرم ِ جانی ِ قاچاقچی! چرا؟ چون خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است!

اعتراف امروز: بعضی ها کلا شرف ندارند! همین!

*مرتبط:
- صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران...رُم!
- جنبش وبلاگی "معصومی نژاد را آزاد کنید" جان گرفت

۴ نظر ۱۶ اسفند ۸۸ ، ۲۳:۴۵
حسن میثمی

خبر را که شنیدم کلی ذوق کردم. نه از این جهت که سلاحی به مجموعه پر افتخار تسلیحاتی کشورم اضافه شد. خوشحال شدم از این بابت که این قدر به خودمان اطمینان داریم و نیازهایمان را از نا اهلان طلب نمی کنیم.

ساخت ناوشکن «جمهوری اسلامی جماران» و رونمایی از آن توسط رهبر معظم، از آن خبرهایی بود که حاضر بودم برای انتشارش هر کاری بکنم. برای همین یک بازی وبلاگی به همراه رفقا راه انداختیم. بازی که قرار است دوستان وبلاگ نویس در آن، حداقل 3 ماموریت برای ناوشکن «جمهوری اسلامی جماران» تعیین کنند. همین!

***

فرمانده نظامی نیستم. هیچ دوره ویژه نظامی هم ندیدم. پس انتظار نداشته باشید بر اساس خصوصیات فنی این ناوشکن برایش ماموریت تعیین کنم. من آن چیزی را می گویم که عقاید نیم بندم حکم می کند. پس اگر جای ناخدای این ناوشکن بودم -که هزار بار شکر که نیستم- برای «جماران» این 3 ماموریت را تنظیم می کردم.

البته ذکر این نکته ضروری است که این عملیات ها برای نزدیک ترین احتمال موجود، یعنی در صورت احتمال حمله نظامی ایالات متحده به تاسیسات هسته ای ایران وضع می شود.

1. در نخستین گام تنگه هرمز مسدود شود. رفت و آمد هر گونه کشتی تجاری ممنوع خواهد بود.

2. در صورت پافشاری امریکایی ها بر مواضع، ناو(های) ایالات متحده در خلیج فارس هدف بعدی خواهد بود. امریکایی ها باید بدانند این ناوشکن تزیینی نیست احیانا.

3. تداوم فشار به ج.ا.ایران، حمله مستقیم به تل آویو را در پی خواهد داشت. شهرک نشین ها و اهالی تل آویو در یک شیشه زندگی می کنند و امنیت شان به فوتی بند است.

*نکته1:  سوتی نظامی نگیرید. عرض کردم که کارشناس نظامی نیستم.
*نکته2: همانطور که همه می دانند، ما این تسلیحات را می خواهیم برای دفاع. همین!
*نکته3: کاش رسانه های قوی داشتیم تا شیرینی به آب انداختن این ناوشکن در کام مردم بنشیند.

***

برای امتداد این بازی، از این دوستان برای نوشتن دعوت به عمل می آید:

خیزران، حاج آقا صدارت، یه منتظر، آذرباد، پی نوشت،
آخرین گلبرگ گل یاس و آغاز در نهایت

- دوستان دیگر هم بسته به علاقه شان می توانند بنویسند. دعوت ما ملاک نیست.
- هر کسی می نویسد، حداقل 5 نفر را دعوت کند برای شرکت در بازی. از نوشتن اش نترسید.

مرتبط ها:
- پادکست "باید قدرتمند باشیم"
- جزییات ناوشکن جماران از زبان فرمانده نداجا
- فیلم حضور مقام معظم رهبری برای رونمایی از جماران
- اینفوگرافی حضور نظامی در خلیج فارس (بسیار جالب، حتما ببینید)

حضور یافته ها در بازی: (به روز می شود)
- پی نوشت
- آخرین گلبرگ گل یاس
- پاورقی
- یه منتظر
- وبلاگ صدارت
- نود و دو
- خاک
- مرصاد
- خیزران

این ها هم نوشته اند:
- خرچنگ زاده در غربت
- چرک نوشت های یک بچه آخوند
- فانوس
- جنگ امروز جنگ نرم است
- از جنس خدا
- دفتر بی خط
- بی سایه بان
- طعم عسل

۱۷ نظر ۰۱ اسفند ۸۸ ، ۱۱:۳۵
حسن میثمی

بسم الله

بنده خدایی از شعارهای طرفداران حکومت در سال 57 می گفت. یکی ش برایم جالب بود. می گفت: عشاق شاه شعار می دادند:

یا مرگ یا چلوبرگ / هم شاه هم خمینی

اعتراف امروز: دست خودم نبود. ولی وقتی این شعار را شنیدم این جمله مهندس موسوی به ذهنم رسید: جنبش سبز با کسانی که عقاید ما را ندارند نیز دوست است! (+)

۶ نظر ۲۶ بهمن ۸۸ ، ۲۰:۳۶
حسن میثمی
بسم الله
می خواستم بنویسم. دیدم هیچی مانند عکس، نمی تواند حرف بزند. این بار دیگر دل به دوربین های صدا و سیما نبستیم و خودمان دوربین به دست شدیم.
این بار خودمان دست به کار شدیم...
[caption id="" align="aligncenter" width="448" caption="حرف داشتند..."][/caption]
 
 
[caption id="" align="aligncenter" width="448" caption="و برای حرفهایشان منطق داشتند..."]و برای حرفهایشان منطق داشتند...[/caption]
بقیه عکس ها را در ادامه مطلب ببینید. عکس های جالبی است...
۳۴ نظر ۲۲ بهمن ۸۸ ، ۲۰:۲۸
حسن میثمی

بسم الله

نمی دانم چرا دائم شب های امتحان حس اعتراف کردنم گُل می کند! حالا هم که فردا امتحان (مثلا) ارزیابی طرح های اقتصادی (هه) دارم به پیشنهاد یکی از دوستان اعتراف می کنیم.

درس شیرینی است کلا! مثلا کلی می زنی توی سر و کله خودت و یاد می گیری یک طرح اقتصادی را ارزیابی کنی و کلی فرمول می ریزی توی مخ نداشته ات، بعد آخر جزوه چند صفحه محترم، گند می زند به کل خوانده هایت!

چند صفحه آخر می گوید البته این محاسبات در دنیای واقعی به کار نمی آید و شما باید علاوه بر این ها، یک طرح را از نظر اجتماعی، سیاسی، امنیتی، نظامی و صد پارامتر دیگر هم ارزیابی کنید که اصلا به شما مربوط نمی شود!

بعد از خواندن این چند صفحه آخر هم در جزوه را می بندی و کلمات خوب و قشنگ نثار سیستم آموزشی و استاد و امثالهم می کنی. باشد که رستگار شوی! هوم؟

اعتراف امروز: سلام!

۱۰ نظر ۰۹ بهمن ۸۸ ، ۱۲:۴۰
حسن میثمی